دوشنبه پانزدهم بهمن 1386
" شعرمعاصر عرب "
عبدالوهاب البیاتی
شاعر پر آوازه شعر معاصر عرب و از پیشگامان شعر عربی در سال 1926 در بغداد به دنیا آمد . در رشته زبان و ادبیات عرب تحصیل کرد و وارد فعالیتهای سیاسی شد و به همین سبب بارها از کار برکنار و برای مدتی نیز بازداشت گردید . پس از آن سفرهای دوره ای خود به کشورهای سوریه ، لبنان و شوروی سابق را آغاز کرد.سپس برای ده سال ساکن مصر و اسپانیا شد . آخرین بار در سال 1990 به زادگاهش عراق باز گشت اما به ناچار پس از اقامت کوتاهی دوباره مجبور به ترک وطن شد .
البیاتی در سال 1999 در گذشت و چند ماهی پیش از مرگ سفری به ایران داشت . وی شاعری آزاد اندیش بود که سراسر عمرش را در تبعید و آوارگی گذراند . اندیشه های شاعرانه او با سوسیالیزم آغاز و به اومانیسم و عرفان انجامید .
اغلب اشعار او به زبان های زنده دنیا ترجمه شده است . گفته شده که درباره هیچ شاعر عربی در شعر معاصر به اندازه البیاتی پایان نامه و پژوهش در دنیا نگاشته نشده است.
برخی از دفترهای شعر او از این قرار است :
- فرشتگان و شیطان ها
- ابریق های شکسته
- آتش و کلمات
- آنکه میآید و نمی آید
- چشمان سگان مرده
- نوشتن بر گل
البیاتی شعر نسبتا بلندی با عنوان " مویه نامه ای برای حافظ شیراز " دارد که در آن حافظ را مخاطب قرار داده و با او گفتگو می کند .
نمونه ی شعر او از نظر شما میگذرد :
به خورخه لویس بورخس
نابینا هستی ، اما با چشمان کلمات می بینی
به دست سودن آینه را می جویی
و رفهای کتابهای غرقه در نور را
و آتش پرده های نقاشی را .
می بینی – هر چه را در پس در
و آن سوی نقاب اسطوره است -
: شهرهایی را که در زیر آفتاب می میرند
تو سنی سرکش را در بیشه ی آفتابگردان
رودی را که از کوهی سحر زده سرچشمه می گیرد
و بیابانگردی را که غزالی را صید می کند
که در کاخ الواثق بالله کنیزک بود
و در روزگاران دیگر
فواره ای در قصر الحمراء .
نابینا هستی اما می بینی
روی دیگرم را زیر نقاب مرگ
و گمگشتگی ام را در ملکوت تبعید :
کدام ما نابیناست
در زندان آزادی ؟
در پای حصارهای سنگی می موید
و به تنهایی در غربت می میرد
محکوم قواعد بازی ۱
۱ ترجمه موسی اسوار " از سرود باران تا مزامیر گل سرخ "

