پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
مسوولان سيستان و بلوچستان فرهنگ كتابخواني را نهادينه كنند
مدير كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان سيستان و بلوچستان تاكيد كرد:
مسوولان اين استان با همفكري و برنامهريزي فرهنگ كتابخواني را در جامعه نهادينه كنند. به گزارش ايرنا، "حسين موذن" عصر سهشنبه در حاشيه آيين تجليل از كتابخوانان برتر كانون پرورش فكري استان به خبرنگار ما گفت: كتابخواني به عنوان يكي از نيازهاي جدي انسان بايد ابتدا در اذهان مردم به عنوان فرهنگ نهادينه شود تا در زندگي آنان رسوخ پيدا كند.
وي افزود: تعويق و توسعه فرهنگ كتاب و كتابخواني بايد از سنين كودكي و نوجواني آغاز شود.
او ادامه داد: فرهنگ مطالعه در سنين پايين در بين كودكان و نوجوانان بسيار اثربخش است و افراد با كتاب انس گرفته و رابطه بهتري برقرار مي- كنند.
موذن بيان كرد: هزينه كردن و سرمايهگذاري در بخش فرهنگ و توسعه كتابخواني در واقع نوعي سرمايهگذاري براي آينده تلقي ميشود و در رشد علمي و تربيت فكري افراد موثر است.
وي افزود: اكنون وضعيت كتابخواني در ميان كودكان و نوجوانان سيستان و بلوچستان مطلوب است.
به گزارش ايرنا، در اين آيين كه در محل كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان زاهدان برگزار شد، از ۳۰كودك و نوجوان كتابخوان برگزيده در حوزه داستان ، شعر و قصه قدرداني شد.
سيستان و بلوچستان داراي ۲۰كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و ۲۰۰ هزار جلد كتاب در اين مكانها است. ك/۳
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386
شعر معاصر عرب
نازک الملائکه
بانو « نازک الملائکه » را از بنیانگذاران شعر آزاد عرب می دانند . وی در سال 1923 در بغداد چشم به جهان گشود . خانواده وی اهل شعر و ادب بودند. وی در رشته زبان و ادبیات عربی را برای تحصیل برگزید و در ادبیات انگلیسی تحقیقات گسترده ای کرد و سرانجام در سال 1993 درگذشت. برخی از منتقدان او را نخستین شاعر آزاد سرا می دانند اما گروهی دیگر « بدر شاکر السیاب » را به عنوان اولین آزاد سرا می دانند . مشرب فکری نازک الملائکه ناسیونالیست عربی و شعر او از اندیشه رمانتیسم سیراب می شود . در کنار سرایش شعر به نقد شعر نیز می پرداخت . برخی از دفترهای شعری او بدین قرار است :
- زنی عاشق شب
- شراره ها و خاکستر
- ژرفگاه موج
- درخت ماه
- برای نماز و انقلاب
نمونه ای از اشعار او را با هم می خوانیم :
« من »
شب می پرید من کیستم
من را از اضطراب آلود و ژرف و سیاه آنم
من سکوت سرکش آنم
بر کنه خود نقاب سکون زده ام
و گمان ها را لفاف دل خود ساخته ام
و در اینجا بهت تامل مانده
چشم می دوزم و سده ها از من می پرسند که من کیستم
و باد می پرسد من کیستم
من روح سرگشته آنم
که زمانه ام انکار کرده است
وچونان آن در ناکجا
بی هیچ پایانی ره می سپاریم
بی هیچ ماندنی ره می گذاریم
وچون به خم راه می رسیم
پایان بدبختی اش پنداریم
ناگه فضایی
وروزگار می پرسد من کیستم
من چو اویم مقهور کننده
ادوار را طی می کنم
ودیگر بارشان حیات می بخشم
من گذشته دیرین را
از رفته امید نازپرورد می آفرینم
ودیگر بار در خاک می کنم
تا دیروزی دیگر بپردازم
که فردایش یخسارانند
و خویشتن می پرسد من کیستم
من چو اویم سرگشته ای خیره در تاریکی
هیچ چیزی آرامم نمی بخشد
همه گاه پرسند سراب خواهد ماند
ومن همچنان آن را نزدیک می پندارم
وچون می رسم در آب می شود
خاموش می شود پنهان می شود
"ترجمه موسی اسوار کتاب از سرود باران تا مزامیر گل سرخ "

